وای من قبلا خیلی وقته پیشا رمانتون رو خوندم تو همین سایت یکمشو و کلی نظر دادم نمیدونم یادتونه یا نه خیلی خوشحالم براتون ک کاملش کردید و میخواید منتشر کنید عکس هم قشنگه
فقط چرا همش زرده و نارنجی وقهوه ای
شخصیت ها هم یکمقیافع کارتونی طوریعنی ادم نمیتونه ارتباط برقرار کنه
دعا کنین منو مهیار بهم برسیم💔ولی من به چشمات نگاه کردمو فهمیدم عشق ینی چی اگه بهم بگن بهترین روز زندگیت چه روزیه میگم همون روزی ک با تو شروع کردم تو شدی دلیل خوشحالی این دختر))) همونی ک قبل تو من فقط ی دختر افسرده بودم ولی وقتی تو وارد زندگیم، شدی بهم یاد دادی زندگی هم قشنگیای خودشو داره و تو هم قشنگیای این زندگی هستی همیشه دلم میخواد زودتر اون روز برسه ک دستتو بگیرم تو دستم و بگم بلاخره بهم رسیدیم اگه قراره لباس عروس بپوشم فقط واسه تو میپوشم وگرنه اگه تو نباشی تو زندگیم من چرا باید زندگی کنم؟ هیچ وقت فکرش نمیکردم عشق ی نفر باعث بشه اینقدر دنیارو قشنگ ببینم🤍من حتی بخاطر تو هم ک شده از خودم میگذرم انقدر ک بودن کنارت خوبه و بهم حس خوبی میده..... وقتی به این فکر میکنم چی میشه اگه یروزی از هم جدا بشیم حالم خیلی بد میشه تو باعث این همه احساسات شدی حال خوبم حال بدم همش به تو بستگی داره اگه تو نباشی؟؟ من چرا باید تو زندگی نفس بکشم اره شاید یکی این متن منو بخونه فکر کنه من دیوونم اما خب دختری که عاشق میشه همینجوری میشه🙂 شاید وقتی ک تو رفتی سربازیو ورگشتی بیای تن دختری ک برات اینقدر صبر کرد لباس عروس بپوشی قشنگه ها؟؟؟ من حتی موقع نوشتنم ذوق میکنم چ برسه ک یروز تو شریک زندگیم بشی فکر کنم شب عروسی از شدت ذوق زیاد بمیرم یا چی؟؟