دیروز با بابام یه خاطره ساختیم که از اون خاطره هایی بود که لبخند به لبم میاره من و بابام معمولا زیاد وجه اشتراک باهم نداریم و معمولا کم پیش میاد یه بحث طولانی داشته باشیم بعد دیشب در کمال تعجب اومد نشست کنارم و باهم دیگه کنسرت بی تی اس رو نگاه کردیم بعد نشستیم باهم بحث کردیم که کدومشون صداشون بهتر بود و کدومشون خوشگلترن و انتخاب بابام برای صدا جیمین و جونگکوک برای قیافه هم جیمین و تهیونگ بود🤭 اینکه یه ساعت و نیم کنارم نشست و باهام کنسرتی رو دید که حتی متوجه هم نمیشد برام خیلی لذت بخش بود به خصوص که فردا صبحش برمیگشت شهر خودش فکر کنم اونم دوست نداشت برگرده برای همین با اینکه چشماش از بیخوابی قرمز شده بود بازم کنارم نشست