یکی از همکلاسی هام زن داداشش فوت کرده
الان تصمیم گرفته تا آخر عمر ازدواج نکنه و با داداشش زندگی بکنه به خاطر اینکه برای بچه داداشش مادری کنه
برادرش هم نفقه خواهرش رو به عهده گرفته و تعهد داده که تا آخر عمرش ازدواج نکنه یا اینکه اگه ازدواج کرد صیغه موقت بخونه و کسی رو تو خونه نیاره
هر دو تاشون به خاطر بچه ی برادرش این کارو کردن .
البته میگه زندگی با برادر خیلی سخته مثلاً لباس زیر هام رو بند پهنه قبل از اینکه داداشم بیاد سریع باید جمع بکنم
یا وقتی پربودم نمی تونم تو خونه بگم پریودم و مجبورم الکی حالمو خوب نشون بدم