خانما من یه ابجی فلج دارم ۲۸ سالشه
مانان بنده خدای منم ۴۸ اینا هست بعد هر روز باید دستشویی اب و غذا ابجی فلجمو بده
بعد مامانم کمرش و پاش درد میکنه از بس که همین خواهر ۲۸ سالمو بغلش میکنه و میبرنش جایی
الان میخاد بره دکتر زنگ زده به بابام که یکم پول بریز تا من با علی داماد برم دکتر چون بچه ها دارن میرن خرید منم برم دکتر
بابام با تندی برداشته گفته باز چشت دو قرون پول دیده الان میرم کارتتو میسوزونم تا نتونی بری پول برداری
حالا مامانم از کارت بابام نخاسته خرید کنه از کارت خودش که بهزیستی هر ماه ۸ میلیون براش میریزه
و کارتش دست بابامه سال میاد میره بابام واس مامانم حتی لباس نمیخره بزور باید ازش بکشیم
پول تو جیبی هم که به ما نمیده با خودش نمیگه اینا یه نوار بهداشتی سوتینی چیزی بخان
الانم مامانم رفتن بهزیستی با دامادمون تا تکلیفش مشخص شه
بنظرتون چیکار کنیم
چون بابام ۵۵ سال از سنش گذشته نمیشه که درستش کرد