چندماه پیش دیدمش هرشب بهش فکر میکنم همون یه بار دیدمش نمیدونم چرا قسمت نمیشه باز ببینمش فقط میدونم سربازه جمعه ها میاد مرخصی
از مامانش اصلا خوشم نمیاد
ولی از اون خیلی البته اولین بار که همو دیدیم من همش نگاه چشماش میکردم اون داشت حرف میزد من مثل چیززل زده بودم تو چشماش بعد وقتی دید من نگاهش میکردم سرشو آورد پایین حرفشو زد و رفت
خواهرم گفت ی بار داشته با یکی با گوشی حرف میزد گفته زود از بلاک در بیار نکنه دوست دخترشه