خونه داداشم طبقه پایین خونه ماست
ما تا خونه نبودیم میدوید پایین
پدرم بد مارو میگفت و پشت سر ما پیش عروسمون حرف میزد
چندبار خودم سرزده رسیدم شنیدم و تا ما میومدیم میدوید طبقه بالا
حتی پشت سر داداشمم حرف میزد
اینقد که داداشم و زن داداشم از هم سرد شدن و یک سال بعد خاطر دلایل دیگم از هم جدا شدن
روزی که طلاق گرفت همه اینارو توی چشم ما عروسمون اورد و رفت