سلام خانوما
امروز روز زایمان مادرشوهرم بود ، بچه سومشو به دنیا آورده
من رفتم که قبل زایمان پیشش باشم در صورتی که هیچکدوم از دخترای خودش حتی زنگ نزدن باهاش حرف بزنن
داشتم لباسای اتاق عمل رو براش میاوردم و همونجا زنگ زدم به شوهرم که مراقب پسر خودمون باشه توی خونه چون خواب بود پسرم خونه
بعد تلفن رو که قطع کردم مادرشوهرم گفت خوب شد پسر من تورو گرفت وگرنه تااخر عمر ترشیده میموندی..