مى دونى دنيا وفا نداره يا اگر داره بقا نداره
آدمى با دل پر اميدش رو به درگاه خدا مياره
زندگى يا كه سياه يا كه سپيده واسه تو
توی نا اميديا گاهى اميده واسه تو
اشک گرم و آه سرد هميشه همراه تو هست
زندگى بى دغدغه خيلى بعيده واسه تو
آدمى به خوب و بد هميشه عادت مى كنه
هر كسى يه جور خداوندو عبادت مى كنه
يكى بخشش مى كنه جونشو با عزت نفس
ديگری بهر يه لقمه نون شكايت ميكنه
آدمى به خوب و بد هميشه عادت مى كنه
هر كسى يه جور خداوندو عبادت مى كنه
يكى بخشش مى كنه جونشو با عزت نفس
ديگری بهر يه لقمه نون شكايت ميكنه
آدما رنگ و وارنگى زندگى شهر فرنگى
يكى با خودش گلاويز متل برگ و باد پايز
تنها از آدمى يک خاطره بر جا مى مونه
از گذشته عمر ما فقط يه رويا مى مونه
مى دونى دنيا وفا نداره يا اگر داره بقا نداره
آدمى با دل پر اميدش رو به درگاه خدا مياره
زندگى يا كه سياه يا كه سپيده واسه تو
توی نا اميديا گاهى اميده واسه تو
اشک گرم و آه سرد هميشه همراه تو هست
زندگى بى دغدغه خيلى بعيده واسه تو