۲۰ سالی هست پدرش فوت کرده
دیشب داشتیم حرف میزدیم میگف دلم گرفته دلم ب بابام تنگ شده ی بزرگتر ندارم
وضع مالی خودش بد نیس اما هرچی داره با تلاش خودشه خونه ماشین کار داره درامدش بین ۱۵۰ تا ۲۵۰ هست متغیره
میگف همه کارا روز عروسی گردن خودم هس هیچکس ندارن انجام بده
مادرش زنده اس اما مستاجر خودش کار میکنه
برادر بزرگتر هم داره اما اون وضعش ضعیف تر هست اگه هم داشته باشه کمک نمیکنه
بهش میگم عمو داییات هستن ت عروسی اونا هم کارا رو انجام میدن میگه نمیخوام منتی باشه رو سرم
دیشب خیلی خواسم ارومش کنم اما واقعا حال خودمم با شنیدن حرفاش نااروم شد