یکم بهم اهمیت میدادن مثل بقیه پدرمادرا
چندروزیه خیلی سرگیجه دارم چند بار خوردم زمین سرم کلا سبک شده انگار چشام سیاهی میره
بابام یه میلیون پول ریخت برای مامانم میگم مامان با این پول میشه فردا برم دکتر گفتی منتظر بمون گفت خفه شو و کلی فحش دیگه که اینجا جاش نیست بعدم موهامو کشید و کلی چنگم زد گفت میخوام پول بدم یه خانومی برام چله بگیره و نایب بشه پولو حروممیکنی خدا ازت نگذره
خودش هرماه به بهانه های مختلف از بابام پول میگیره میگه زهرا این و میخواد زهرا اون و میخواد درصورتی که من نمیخوام واقعا پولارو برمیداره برا خودش یه بار گفتم لطفا یکم پول بده بهم برم دکتر مثل چی گرف زد منو
همه پول هارم یا سفارش چرت و پرت میده و سرش کلاه میزارن یا کلا پولشو میخورن
اونوقت به دکتر رفتن من وقتی انقدر حالم بده میگه پول حروم کردن
میگه تو باعث شدی ما مستاجر باشیم و پیشرفت نکنیم درصورتی که باعث همش خودشه یه سرکه سیب ۱ لیتری خریده یک میلیون و ۴۰۰ خالم بهش میگه پول حروم کردی اشتباه کردی میگه نه زنه قسم خورد سرکه سیب ما فرق داره
همه خرید هاش همینطوریه