امروز ۱۰ روزه زایمان سزارین کردم ولی هنوز درد دارم،عادیه؟مخصوصا سمت راست شکمم 🫠عزیزان اگه تجربه دارین ممنون میشم راهنماییم کنید
فقط 2 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !
1
5
10
15
20
25
30
35
40
دخترم تو همان شعر عاشقانه ای هستی که پاییز برایم سرود...همان دعایی هستی که مادرم در حقم کرد...همان دل گرمی که از جانب خدا ست...تو تمام امید منی در پس تمام ناامیدی ها...عشق بی مثال و همان آرزوی برآورده شده...جان مادر دوستت دارم و دوستت خواهم داشت حتی اگر از من تنها خاطره و یادی به جا بماند...
دخترم تو همان شعر عاشقانه ای هستی که پاییز برایم سرود...همان دعایی هستی که مادرم در حقم کرد...همان دل گرمی که از جانب خدا ست...تو تمام امید منی در پس تمام ناامیدی ها...عشق بی مثال و همان آرزوی برآورده شده...جان مادر دوستت دارم و دوستت خواهم داشت حتی اگر از من تنها خاطره و یادی به جا بماند...
دیروز رفتم،نگاه کرد گفت عفونت نداری بخیه ها هم جوش خورده شنبه گفت برم بکشم،مشکلی نیست،ولی امروز که شیافم تموم شد متوجه شدم خیلی درد دارم و شیاف نمیذاشته متوجه بشم
فقط 2 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !
1
5
10
15
20
25
30
35
40
دخترم تو همان شعر عاشقانه ای هستی که پاییز برایم سرود...همان دعایی هستی که مادرم در حقم کرد...همان دل گرمی که از جانب خدا ست...تو تمام امید منی در پس تمام ناامیدی ها...عشق بی مثال و همان آرزوی برآورده شده...جان مادر دوستت دارم و دوستت خواهم داشت حتی اگر از من تنها خاطره و یادی به جا بماند...
دخترم تو همان شعر عاشقانه ای هستی که پاییز برایم سرود...همان دعایی هستی که مادرم در حقم کرد...همان دل گرمی که از جانب خدا ست...تو تمام امید منی در پس تمام ناامیدی ها...عشق بی مثال و همان آرزوی برآورده شده...جان مادر دوستت دارم و دوستت خواهم داشت حتی اگر از من تنها خاطره و یادی به جا بماند...
دخترم تو همان شعر عاشقانه ای هستی که پاییز برایم سرود...همان دعایی هستی که مادرم در حقم کرد...همان دل گرمی که از جانب خدا ست...تو تمام امید منی در پس تمام ناامیدی ها...عشق بی مثال و همان آرزوی برآورده شده...جان مادر دوستت دارم و دوستت خواهم داشت حتی اگر از من تنها خاطره و یادی به جا بماند...
من بعد زایمان از اولین روز ک خون اومدم تو بچه دومم همه کارام رو خودم کردم بخیه ها رو هم خودم برداشتم ...
منم استراحت نکردم،از روز اول همه کارامو خودم کردم دخترمم زردی داشت و نارس بود هر روز دکتر و آزمایشگاهم
فقط 2 هفته و 2 روز به تولد باقی مونده !
1
5
10
15
20
25
30
35
40
دخترم تو همان شعر عاشقانه ای هستی که پاییز برایم سرود...همان دعایی هستی که مادرم در حقم کرد...همان دل گرمی که از جانب خدا ست...تو تمام امید منی در پس تمام ناامیدی ها...عشق بی مثال و همان آرزوی برآورده شده...جان مادر دوستت دارم و دوستت خواهم داشت حتی اگر از من تنها خاطره و یادی به جا بماند...
دخترم تو همان شعر عاشقانه ای هستی که پاییز برایم سرود...همان دعایی هستی که مادرم در حقم کرد...همان دل گرمی که از جانب خدا ست...تو تمام امید منی در پس تمام ناامیدی ها...عشق بی مثال و همان آرزوی برآورده شده...جان مادر دوستت دارم و دوستت خواهم داشت حتی اگر از من تنها خاطره و یادی به جا بماند...