یه جاکفشی آینه دار بلند دارم قبلا گذاشته بودم جلو در
اما الان خونه مون آپارتمانه ورودی هم راهرو نیست درو باز میکنی پذیراییه کجا بذارمش؟
از یه سنی به بعد آدم دیگه وقت نداره بشینه گریه کنه مجبوره همراه اشک ریختن رانندگی کنه غذا بخوره ظرف بشوره یا به بقیه کارای عقب مونده برسه 👋 هیچ کسی به خاطر دیر ازدواج کردن نمرده، اما خیلیها به خاطر این که آدم اشتباهی رو انتخاب کردن، از بین رفتن.از دست دادن قطار خیلی بهتر از اینه که خودت رو زیر چرخهای زندگی مشترک بندازی.
محمود دولت آبادی در کتاب کلیدر میگه : در من چیزی کم بود و در زندگانی هم چیزی کج بود ؛ میان ما و زندگانی چیزی گنگ بود ؛ ما دیر آمدیم یا زود ، هر چه بود ، به موقع نیامدیم ؛ گذشت و بهتر که میگذرد....
میدونی کنار در یه دیوار کوچولوعه که اون طرفش آشپزخونه ست بذارم اونجا در باز نمیشه😂
از یه سنی به بعد آدم دیگه وقت نداره بشینه گریه کنه مجبوره همراه اشک ریختن رانندگی کنه غذا بخوره ظرف بشوره یا به بقیه کارای عقب مونده برسه 👋 هیچ کسی به خاطر دیر ازدواج کردن نمرده، اما خیلیها به خاطر این که آدم اشتباهی رو انتخاب کردن، از بین رفتن.از دست دادن قطار خیلی بهتر از اینه که خودت رو زیر چرخهای زندگی مشترک بندازی.
آسانسور ما اونوره اما همسایه روبه رویی گفت اینجا نذارید هرچی هست ببرید داخل
از یه سنی به بعد آدم دیگه وقت نداره بشینه گریه کنه مجبوره همراه اشک ریختن رانندگی کنه غذا بخوره ظرف بشوره یا به بقیه کارای عقب مونده برسه 👋 هیچ کسی به خاطر دیر ازدواج کردن نمرده، اما خیلیها به خاطر این که آدم اشتباهی رو انتخاب کردن، از بین رفتن.از دست دادن قطار خیلی بهتر از اینه که خودت رو زیر چرخهای زندگی مشترک بندازی.