تویی ساحل منم قایق، رها در موج تنهایی
کنارت باز میخواهم، شبی آرام و یلدایی
منم آن ناخدایی که، رهم گم گشته در طوفان
به دنبال تو میگردم، تویی فانوس دریایی
پری وارانه میخوانی، سرودی آسمانی را
ز خویت مرد دریاها، ندارد هیچ پروایی
منم ماهی تو صیادی، که دامت عشق انگیزد
بینداز و ببین تا من، برانگیزم چه غوغایی
برای دیدنت جانا، ندارم راه جز دامت
به آغوش کشم حتی، اگر این است شیدایی
نور🌙