چقدر سخت است که سالها با کسی زندگی کنی که تمامِ معنای زندگیات است، اما نمیتوانی حتی نامش را در دعایت صدا بزنی. تو، قدیمیترین خاطره و تازهترین زخم من هستی.”
“عشق ما، مثل یک کتاب قدیمی است که در قفسهی متروکهی کتابخانهی قلبم مانده؛ باز نمیشود، اما هر بار که بادِ زمان از کنارش میگذرد، ورقهایش با صدای دلتنگی صدا میدهند.”
“من سالهاست که با تو زندگی میکنم، اما در تنهایی. من عاشقِ کسی هستم که در دنیای واقعی، تنها یک آشنا یا یک غریبه است، اما در دنیای من، مالکِ تمامِ سالهاست.”