آتشی در سینه ام دارم که جانم سوخته
دیگر از دنیا نگو با من، جهانم سوخته
ظاهرم خوب است اما خوب میدانم خودم
از درون خاکسترم، روح و روانم سوخته
هر کجا از حسرتِ بسیارِ قلبم گفته ام
اندکی راحت شدم، اما زبانم سوخته
بد کشیدم بد شکستم بد نشستم پایِ دل
از همین آشِ نخورده، بد دهانم سوخته💔