شوهرم خیلی خشکه اخلاقش از ۱۸ سالگیش دوست بودیم و کلا همینجوری بود نه میرقصه نه مسخره بازی میکنه نه حوصله داره برام وقت بزاره اصلا چیزای دونفره نداریم یا پایه نیست نصف شب بزنیم بیرون یهو بریم یه جا همش هم میگه از سرکار اومدم خستم یا اعصابش خورده چون پول نداره همش میگه دیگه بریدم با این همه قسط بدهی خسته شدم الان ۲۲ سالشه انگار کودکی درونش نیست تنها شوخیش با من اینه میپره روم قلقلک میده گازم میگیره که متنفرم انگار با یه پیر مرد ازدواج کردم
الان عروسیمونه یک ماه بیکار بوده همه قسط ها مونده هزار تومان جیبش نیست پول نداره خونه رهن کنه حتا سر ...
بعد به یکی توی این شرایط میگی منو نصفه شب بیر بیرون؟
برای اولین بار دلم برای شوهر یکی سوخت ..... کاش خونوادش نجات می داد این بچه رو
بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴
بیا بنویسیم مثل درس، مثل مشق، تو کتاب تاریخ فردا... بیا بنویسیم ما هنوز زنده ایم، زیر بار غم ها و دردا .... بیا بنویسیم روزگار قاتل امیده، ولی ما میدونیم شب تار، آخرش سپیده.... جنگ و قهر و تحریم و ستم، این جهان پلشته، کی میدونه غیر خودمون، چی به ما گذشته..... هیشکی توی تاریخ، قد ما خون دل نخورده، واسه یه ذره زندگی اینهمه نمرده .... ته همه این غما، باز ما سربلندیم، یه روزی میاد که با هم دوباره بخندیم .... بماند به یادگار، زمستان ۱۴۰۴
. درخواست دوستی به هیچ عنوان پذیرفته نمیشود،نه خانم نه آقا ❌🚫❌من آنقدر معمولی هستم که هیچ کس شیفته ی حرف زدنم نشود،قلب هیچ کس با دیدنم نلرزد،کسی برای چشم هایم نمیردو شعری در وصف پیچ و خم گیسوانم سروده نشود...من آنقدر معمولی هستم که هیچ کس با خندیدنم ته دلش ضعف نرود،هیچ کس از نبودنم غصه اش نگیرد وجای خالیم توی ذوق نزند...من یک آدم معمولی هستم،حتی از معمولی هم معمولی تر،ولی دوست داشتن را بلدم،اینکه با تمام وجودم یک نفر را دوست داشته باشم بلدم،اینکه برای بودنش و ماندنش از جان و دل مایه بگذارم هم بلدم....
عقلیم که بچن.تا قبل بیستوپنج سالگی نمیتونن با منطق تصمیم بگیرن.دلی و احساسی میگرن و در نهایت زیرش می ...
این درست نیست که، اگه عقل نداشتن نباید ازدواج میکردن، طرف تاپیک قبلیش زده پیش شوهرم یاد عشق قبلیم افتادم...مشخصه الان ک شوهرش خسته بوده و نرفتن دور دور ، آدم بد داستان شوهرشه...
پشتم به خدا گرمه پس هیچ مشکلی بزرگ، هیچ دیواری واسم بلند نیست و این دنیا جایی واسه اونایی که همیشه جلوی خطر پره دلهرن نیست😉
تو اینستا خیلی ها هستن کار میکنن ولی برای هم وقتم میزارن شوهر من میره تو گوشی بعدم میخوابه
اینستا همش چرتو پرته ،تو کلیپاشون قربون هم میرن بعدش نگاه به صورت هم نمیکنن،همشونم اکثرن زندگیشون به طلاق ختم میشه،زندگی خودتو با دیگران مقایسه نکن چون فقط بیرون زندگی دیگرانو میبینی از توش و مشکلاتشون خبر نداری