2777
2789
عنوان

خواستگاری

116 بازدید | 10 پست

سلام دوستان..من چند جلسه هست که به صورت سنتی با یه پسر در حال آشنایی هستم .با وجود اینکه اون معیارهای رو که می خوام داره ولی وقتی باهاش صحبت می کنم انگار حرف هاش به دلم نمی شینه ..از اول جلسه استرس دارم..فقط می خوان زودتر تمام بشه و بره ..الان خیلی دو دل هستم ..به نظرتون تو ازدواج سنتی این احساس طبیعی هست ..4 جلسه هست که صحبت می کنیم

🍂هیچیم و هیچ را، کس نخرد؛ مگر حسینبنعلی💐....

چند نفر از دوستام وقتی خونمون اومدن اولین چیزی که پرسیدن فرشمون بود! 😂

طرحش خیلی خاصه و اصلاً شبیه فرش‌های معمول بازار نیست. من از فرش زانیس خریدم، قبل از خرید هم با پرو مجازی، فرش‌ها رو داخل خونه خودمون دیدم و خیلی راحت‌تر تونستم انتخاب کنم.

راستی خرید قسطی با اسنپ‌پی و دیجی‌پی هم دارن.

اینجا کلیک کن تا سایتشون رو ببینی.


آخه فکر می کنم نکنه مشکل از منه که اصلاً با حرف هاش اصلاً حس خوبی نمی گیرم

منم یه خواستگار خیلی خوب

میتونم بگم بهترین خواستگارم بود

بخاطر اینکه بعد از ۵ جلسه به دلم نمی نشست

ردش کردم با مشاورم حرف زدم

میگم خدایا این که همه جیزش خوب بود خب مهرشم به دلم مینداختی دیگه رد میشدم از این ماجرا

منم یه خواستگار خیلی خوب میتونم بگم بهترین خواستگارم بود بخاطر اینکه بعد از ۵ جلسه به دلم نمی نشست ر ...

منم همینطور هستم.. واقعاً هیچ حسی ندارم بهش ..فقط احساس فشار می کنم ...میگم کاش حرف هایش به دلم بود و ادامه می دادم ولی واقعاً نیست

🍂هیچیم و هیچ را، کس نخرد؛ مگر حسینبنعلی💐....

منم همینطور هستم.. واقعاً هیچ حسی ندارم بهش ..فقط احساس فشار می کنم ...میگم کاش حرف هایش به دلم بود ...

بخدا دیگه از کار خدا سر در نمیارم

اونی که میخوامو داد ولی هیچ حسی بهش نداشتم


حس مهمه

من واقعا دوست نداشتم ازش بچه دار بشم

بخدا دیگه از کار خدا سر در نمیارم اونی که میخوامو داد ولی هیچ حسی بهش نداشتم حس مهمه من واقعا دوست ن ...


معمولاً تو ازدواج سنتی اون آشنایی اولیه بیشتر منطقی حرف می زنی و حرف احساسی نمی زنن...برای شما هم همین بود حرف احساسی نمی زد ....من میگم نکنه چون حرف احساسی نمی زنه به دلم نمی شینه

🍂هیچیم و هیچ را، کس نخرد؛ مگر حسینبنعلی💐....

معمولاً تو ازدواج سنتی اون آشنایی اولیه بیشتر منطقی حرف می زنی و حرف احساسی نمی زنن...برای شما هم هم ...

راستش من چون قیافشو دوست نداشتم

دلم نمیخواست حرف احساسیم باهاش بزنم

یکلام اصلا دوست نداشتم لباش به هیجای من بخوره

از قرار برمیگشتم یسره گریه میکردم

راستش من چون قیافشو دوست نداشتم دلم نمیخواست حرف احساسیم باهاش بزنم یکلام اصلا دوست نداشتم لباش به ه ...

من هر چی بیشتر از آشنایی می گذره به جای اینکه خوشم بیاد فقط تحمل می کنم انگار... یعنی الان قیافه و صدای حرف زدنش انگار هیچکدوم اصلا به دلم نیست اصلاً نمی دونم چم شده من آدمی نیستم که این چیزها برام مهم باشه

🍂هیچیم و هیچ را، کس نخرد؛ مگر حسینبنعلی💐....

من هر چی بیشتر از آشنایی می گذره به جای اینکه خوشم بیاد فقط تحمل می کنم انگار... یعنی الان قیافه و ص ...

خب قسمت هم نیستید اینم تجربه ای شد برای داداشتون

من خودمم داداش دارم و خیلی سخته واقعا

ولی به خانواده دختر هم حق بدید

چطور یه پسر رو بشناسیم که بهش بگیم بله یا خیر

واقعا شناخت خیلی مهمه اونم زمانیکه به دل ننشسته باشه

من ۵ جلسه با پسر مرد بیرون رفتم ولی هر سری میگشتم تو یه نکته منفی ک بهش بگم نه چون احساسم باهاش درگیر نشده بود

در اخر پا روی عقلم گذاشتم و گفتم نه و دلمو راحت کردم


عذاب وجدان داشت میکشتمممممم که بدون هیچ حسی فقط میخوام با پولش ازدواج کنم زجررر میکشیدم


حالا با اون که زندان رفته بله دادن ؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز