2777
2789
عنوان

همش شد حسرت

| مشاهده متن کامل بحث + 438 بازدید | 52 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

دیگه باید با کسی ازدواج کنم که موهاش سفید باشه

فدات شم من از ۲۰ سالگی سفید موهام😆😆😆

بزرگترین شکوه ما در هرگز نیفتادن نیست، بلکه در برخاستن پس از هر بار سقوط است.
فدات شم من از ۲۰ سالگی سفید موهام😆😆😆

فایده نداره رفته نقش قربانی

تیکر هدفمه حامله نیستم.تویی که داری این امضا رو میبینی...آره خود تو   یه لبخند گشاد بزن اینجوری  آفرین الاان خوشگل شدی   دیگه نشینی غصه بخوریا همه چی درست میشه...   
میدونی یه چیزیو نذارن دیگه ذوقش تموم میشه

والا چی بگم میگی رفتی مبل دیدی پسذوقش داری خودتم مقصر بودی توی شرایطت سهم خودتو قبول کن هنوز فرصت ازدواج داری

تیکر هدفمه حامله نیستم.تویی که داری این امضا رو میبینی...آره خود تو   یه لبخند گشاد بزن اینجوری  آفرین الاان خوشگل شدی   دیگه نشینی غصه بخوریا همه چی درست میشه...   
توضیح دادم الان واسه یکی بخونش طولانیه

خوندم

بنظرم خانواده خودت بدتر از اونا بودن با عرض شرمندگی

هیچ ادم محترمی کسی و به مرگ تهدید نمیکنه

بزرگترین شکوه ما در هرگز نیفتادن نیست، بلکه در برخاستن پس از هر بار سقوط است.
متوجه نشدم

نقش قربانی یک حالت روانشناسی هست که در اون فرو رفتی سرچ کن میاد بخون

تیکر هدفمه حامله نیستم.تویی که داری این امضا رو میبینی...آره خود تو   یه لبخند گشاد بزن اینجوری  آفرین الاان خوشگل شدی   دیگه نشینی غصه بخوریا همه چی درست میشه...   
خوندمبنظرم خانواده خودت بدتر از اونا بودن با عرض شرمندگیهیچ ادم محترمی کسی و به مرگ تهدید نمیکنه

اصلا مشکل همین بود

اعتقاد داشتن ما خوبیم همه بدن

رفتن خانوادم ابروشونو تو محلشون بردن

که میگفتن هروقت هرکی تا یه مدتی میدیدتشون یه چیزی میگفته دلشونو میشکسته میرفته

فک کنم از اونجام رفتن

_ من قربانی پدرم شدم، و الان دیگه هیچ کاری از دستم برنمیاد.

چطور؟

_ اجازه نداد با فردی که دوسش داشتم ازدواج کنم و با کسی ازدواج کردم که هیچ احساسی بهش ندارم.

پدرت مجبورت کرد با این شخص ازدواج کنی؟

_ خب مورد تاییدش بود دیگه

مورد تایید خودت چی؟

_ مسلما نه

پس چرا باهاش ازدواج کردی؟

_ به خاطر پدرم دیگه

اگه باهاش ازدواج نمی کردی پدرت چیکار می کرد مگه؟

_ هیچی، خب شاید ناراحت می شد از دستم

و تو «انتخاب» کردی پدرت ناراحت نشه از دستت، در ازای ازدواج با فردی که دوسش نداشتی

_ بله

پس تو هم «انتخاب» کردی

_ بله

پس میشه گفت تو قربانی انتخاب خودت هستی نه پدرت؟

_ بله

کاری می تونستی کنی که به قول خودت قربانی نشی؟

_ بله می تونستم! من در ازای ناراحت نکردن پدرم یک عمر خودم رو ناراحت کردم و از این بابت همیشه نسبت به پدرم خشم داشتم!!





تیکر هدفمه حامله نیستم.تویی که داری این امضا رو میبینی...آره خود تو   یه لبخند گشاد بزن اینجوری  آفرین الاان خوشگل شدی   دیگه نشینی غصه بخوریا همه چی درست میشه...   
_ من قربانی پدرم شدم، و الان دیگه هیچ کاری از دستم برنمیاد. چطور؟_ اجازه نداد با فردی که دوسش داشتم ...

من خانوادم حاضر شدن ازدواج نکنم

ولی نزارن با اینم ازدواج کنم

من برای جلوگیری از خودکشی هر هفته میرم روان شناس

روانشناس چی میگه بهت

ببین الان طلایی ترین سال های زندگیت هستی چون بچه دار میتونی بشی هنوز و جوونی هنوز

همین امسال ازدواج کنی خوب میشه

نذار به پنجاه برسی

تیکر هدفمه حامله نیستم.تویی که داری این امضا رو میبینی...آره خود تو   یه لبخند گشاد بزن اینجوری  آفرین الاان خوشگل شدی   دیگه نشینی غصه بخوریا همه چی درست میشه...   
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز