سلام
دوستان من ی سال و نیمه ازدواج کردم و الان یه بچه ۷ ماهه دارم از وقتی ازدواج کردم پیش شوهرم کار کردم و میخواستم واسه فوق بخونم بخاطر مغازه و بچه نشد کنکور بدم
دوماهه دو تا مغازه زدیم من علاوه بر کار های خونه بچه داری و...تو مغازه باید آشپزی کنم مغازه مرتب کنم جنس بفروشم و....
تهش هم شوهرم میگه مگه چیکار کردی
دیروز تصادف کردم مقصر اون ماشینی که بهم زده بوده حالا از دیروز همش طرف اون زن رو میگیره که اره تو مقصری و خدا خیر اون زن بده که فرمون رو چرخونده و...
حالا هم منو از اکانت های مغازه خارج کرده که دسترسی نداشته باشم
بعد از ظهری مغازه بودم زنگش زدم که بیا در مغازه ببند من باید برم گفته نمیخاد تو برو چند بار زنگش زدم پیامش دادم آخرش گفت در طویله ببند و تو فقط برو منم جا گذاشتم اومدم خونه بابام
شما جا من بودین چیکار میکردین