من کالسکه و صندلی ماشین بچهمو از بیبی لایف گرفتم، تا الان که خیلی راضیام. موقع خرید هم کلی سؤال داشتم، با حوصله راهنماییم کردن. مامکوزی و بیبی برزا هم دارن 🥰 اینم سایتشون، گفتم بذارم شاید به درد یه مامان دیگه هم بخوره:
پشیمون شدم دیدم من اصلا سریالی که هنوز کامل نشده نمیبینم چون طاقت ندارم کی قسمت بعدش میاد
اینم هی تعریفش رو دیدم گفتم ببینم چطوریه نمیدونستم هنوز تموم نشده 😂🥲🫥الانم ک مثل معتادا هر قسمتش رو میشنیم نگاه میکنم آخرش به کجا میرسه امیدوارم داستان این نباشه که این چیزا تو خوابشونه یا تو کماهستن
جید میفهمه که استخونای بچه ها میتونه از این جا ببرتشون بیرون پس قرار میزارن با تابیتا برن تو تونل برای همین با کمک بقیه درخت بطری و از ریشه درمیارن تا برن اونجا مرد زردپوش که خودشو سوفیا جا زده میره پیش کلارا(یکی از دخترای خونه اجتماعات)بعد معلوم میشه اولین بارم نبوده هم رو میبینن و این از خودشونه ازش میخواد به فاطیما ی معجون بده که مثلاً برای سلامتیشه ولی هرچی داد باعث شد بیشتر شبیه اون هیولاها بشه یه طناب نردبونی هم درست کردن برای این که جید و تابیتا رو از تونلا دربیارن سوفیا اونم تاجایی که نازک بشه برید ولی کسی ندید😶🌫️😶 بعد هیچی دیگه جید و تابیتا میرن تو غار استخونارم پیدا میکنن ولی خب هیولاها میبیننشون آها الجین هم میفهمه سوفیا ی ادم عادی نیست ی عکس پیدا میکنه که همین دختره سوفیا توشه و مال خیلی وقت پیشه طبیعتا تا الان نباید زنده میموند اگ ادم عادی بود ، سوفیا هم اونو تو رستوران زندونی میکنه بعد بهش درخواست میده بهش کمک کنه در ازاش برگرده خونه الجین قبول نمیکنه میگه به دوستام خیانت نمیکنم سوفیا هم میفرستتش اون دنیا؟(کدوم دنیا نمیدونم 🤣)
حالا بوید و بقیه درخت رو از ریشه میکنن تا راه باشه برای بیرون اومدن تابیتا و جید از تونلا اما همون لحظه آسمون تو روز کامل سیاه میشه و هیولاها میان بیرون زلزله میاد صاعقه قرمز میزنه. طناب میندازن ک بیارنشون بیرون تابیتا تا نصف طناب میاد بریده میشه و میوفته پایین دیگه صدایی از جید وتابیتا نمیاد ایناهم مجبور میشن برگردن شهر چون تاریک شده بود و هیولاها داشتن میومدن به خاطر این زلزله طلسم توی کلینیک میوفته زمین و همون هیولا که فاطیما به دنیا آوردش میاد اونجا و ماریل رو میکشه 🥺 دوست دختر کریستی، جیگرم کباب شداا دوباره ک افتاب درمیاد میرن برای نجات جید و تابیتا فاطیما هم باهاشون میره چون میگه میفهمم کی هیولاها نزدیک میشن (داره تبدیل میشه)همونجا بهشون حمله میکنن فاطیما به بقیه میگه برید من جلوشونو میگیرم اونجا دیگه کاملا شبیه خودشون میشه این وسطم سوفیا و کلارا تمام طلسم هارو از خونه ها جمع میکنن میندازن تو یه درخت که دیگه هیچی از مردم محافظت نکنه آخرشم پسر سفید پوش رو نشون میده که به سوفیا میگه این بار میبازی (احتمالا چون تابیتا استخونارو پیدا کردن و فکرکنم ) سوفیا لعنتی خونسرد هم میگه باید دیییید و تماام تمام🎉😐