2777
2789
عنوان

پارت16✍🏻🌿💚

9 بازدید | 0 پست

پارت 16 🦥 💕

سفره صبحانه رو آماده کردیم و بقیه ام کم کم بیدار شدن و اومدن


سپهرم اومد و کنار من نشست


از سپهر خجالت میکشیدم بخاطر دیشب


خودشم متوجه خجالتم شد


صبحونه رو خوردیم میترا باز نبود ...


سپهر و بقیه رفتن به بهداشت روستا منم کنار مهلقا خانوم موندم غذا درست کنم


مه لقا خانوم تصمیم گرفت برنج و گوشت بپزه با ترشی سیر که خودش درست کرده بود


منم دست به کار شدم کمکش

آخر بارم خونه رو جارو زدم

برای ناهار همه اومدن و سفره رو چییدیم نشستیم خوردیم اما سپهر و میترا نبودن...


حالا که همه خبر داشتن اگه سپهر با میترا میرفت من غرورم جلوی همه خورد میشد


ظرفارو منو و مه لقا خانوم جمع کردیم و شستیم



بقیه ام رفتن سمت بهداشت روستا

تا شب هنوز وقت بود تصمیم گرفتم برم بیرون رو ببینم



رفتم تو حیاط چه گلای خوشگلی داشتن یه حوض کوچیک پر از آبم وسط بود



مرغ و خروسا به زندگی نشاط میبخشن

رفتم سمت بهداشت


چقد شلوغ بود کلی از مردم روستا اومده بودن و تو نوبت واستاده بودن

از بینشون رد شدم و رفتم داخل ثریا جون تا منو دید اومد سمتم و گفت : چه عجب شما اومدین /

خندیدم و گفتم : سرتون شلوغه هاا/

چجورم. سپهر تو اون اتاقه عزیزم /


ازش تشکر کردم و راهی اتاق شدم سپهر رو صندلی پشت میزش نشسته بود


یه خانم جوان با بچش تو اتاق بودن آروم سلام کردم و رفتم کنار سپهر



سپهر با گوشی پزشکی بچه رو چک کرد و رو به مادرش گفت : سرفه هاش از کی شروع شد؟ /

نمیدونم آقای دکتر یه هفته ای میشه / دارو هاشو نوشتم نگران نباشید دارو هاشو که منظم بخوره خوب میشه /

ممنون آقای دکتر خدا خیرتون بده

از اتاق رفت بیرون سپهر رو کرد طرفم و گفت : برای چی اومدی /

حوصلم سر رفت /

بیمار بعدی اومد داخل پیر زنی بود نشست رو صندلی و به سپهر گفت شبا پا درد خیلی میشه


سپهرم داشت براش دارو مینوشت که گفتم : سپهر الان میترا چی میشه /


سپهر چپ چپی نگام کرد

و رو به پیر زن گفت : خانم براتون نوشتم از داروخونه بیرون بگیرید اگه خوب نشدین حتما یه سر دوباره بیاید /


پیر زن تشکری کرد و رفت

ماما کوچولو 👶🏻 💕، اینکه رمانی که مینویسم اسیده به روم نیارین دلم اون شبا و اون رمانای سم قدیم رو میخواد 🦦 🦦 سم ترین سایتی که میتونید پيدا کنيد اینجاست هرکی پشت اکانت لم داده و فاز برداشته تا بگی پسره از من خوشش اومده داره واسم جون میده میگن عاشقت نیست ولش کن داره باهات بازی میکنه تا بگی شوهرم با گوشی رفت گلاب به روتون تو دست شویی میگن داره خیانت میکنه مطمعن باش بچه نداری جدا شو. بگی دارم درس میخونم میگن با درس به هیچی نمیرسی کی با درس به جایی رسیده برو هنری پيدا کن ادامش بده، بگی دارم کلاس نقاشی طراحی میرم میگن پول توش نیست همه بیکارن برو یه کار دیگه بکن. بگی 22 سالمه عاشق شدم میگن سنت کمه هورمونات ریخته بهم نه داداش باید عشق رو تو 40 سالگی تجربه کنی 💩 بگی دلم میخواد ازدواج کنم میگن نه ازدواج خوب نیست تا 50 سالگی مجرد بمون با عرض احترام شاید کسی دلش ازدواج و خانواده بخواد باید تا 50 سالگی صبر کنه؟ 🦦 بگی جدا شدم میگن آفرین بهترین کار کردی بعد از اونور به خانم های مطلقه چقد حسادت میکنن و توهین میکنن 🚶 هیچ وقت خوشم نمیومد از کلمه نر استفاده کنم اما متاسفانه نر های اینجا دیگه کلا تعطیلن سگ بهشون پا نمیده میان اینجا لا به لای سایت زنونه هر نری درخواست دوستی بده به معنی اینه ننش خرابه) شاهکاره این سایت 90 درصد آدمای اینجا با آدمای تحصیل کرده که خصومت شخصی دارین 🦦 با کادر درمانم که کلا خصومت دارین🦥 فقط شماها خوبید تمام. ( ماما هم نیستم در آرزوی مامایی به سر میبرم که امسال میرسم بهش).

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

هر روززز

mohadese_mzd | 1 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز