سلام انتهای قصه سرانجام آمدی؟
شنیدم عاشق بودی به فرجام آمدی؟
حکایتی یاکه سروده ایی شیرین؟
بگذر ز هرچه هست به اتمام آمدی
ثروت وشهرت و حسرت به جاماند
خاک رابین که میگوید به دام آمدی
کنون توای آخرین تصویرآلبوم خیال
نوشیدمت باجان گرچه حرام آمدی
پشت سنگر ودرجبهه بودم انگاری
شبیه صدای گلوله درذهنم مدام آمدی
نفسی بودعشق درمسیربرگشت
تمناکردم وتواما دیروآرام آمدی
زبهشت خویش برای تو گذرکردم
چون تو به نابی سرخی جام آمدی