امروز هیچی درس نخوندم کل روز رو بیکار بودم نهار یه چیز ساده خودم میخواستم بعد برم کافه


یه کافه جدید پیدا کردیم با دختر خالم چه افتخار بزرگی
متاسفانه بس که تشنه بودیم و هوا گرم بود عکس نگرفتم از نوشیدنی


اینو نگاه کنین خداوکیلی بامزه نیست من براش گرفتم

اینم داداشم برای روز دختر برام گرفته بود متاسفانه من دیر رسیدم اون دیگه رفته بود شام خونه خودش خیلی خوشحالم کرد چون اخرین بار دعوا کردیم بهم گفت یا ادم شو یا خودم ادمت میکنم

bye bye