سلام شبتون بخیر این متن طولانی هست اما خواهش میکنم لطف کنید و بخونیدش♥️
خانما یک مسئله خیلی مهم برام پیش اومده و دلم میخواد منو جای خواهرتون بدونید و بهم کمک کنید.
من ۱۹سالمه از نظر ظاهری معمولی هستم قدم متوسطه وزنم همینطور پوستم گندمیه بینیم بزرگه چشمام درشته و موهام خرماییه اما کم پشتن و از بچگی همینطور بوده
از نظر اخلاقی هم خب نمیتونم با قطعیت بگم اما واقعا از بچگی با نداری کنار اومدم خیلی صبورم مهربونم و بسیار مسئولیت پذیرم.
اینارو بهتون گفتم که یک تصوری از من داشته باشین.
همسایه ما خانواده محترمی هستن که از پدرم منو خواستگاری کردن برای پسر کوچکشون
ما چندین سال هست که همدیگه رو میشناسیم البته من و پسرشون در طی این چند سال خیلییی کم همو دیدیم شاااید ده بار فقط چون من همش مشغول درس خوندن بودم خیلی کم از خونه میرفتم بیرون اصلا نه تو رابطه ای بودم نه با پسرا ملاقاتی داشتم.
و من اصلا نمیخوام قضاوت کنم ولی از خیلیییی آدما چه از قبل چه از الان شنیدم که پسرشون هزار تا دوست دختر داشته کارای مختلفی کرده که من نمیگم نباید این کارارو میکرده اما خب کسی که این کارها رو کرده از کجا معلوم که بعدا باز تکرارشون نکنه؟
مورد دوم اینه که ما از خانواده متوسط رو به فقیری هستیم اما اونا تقریبا پولدارن و من از مقایسه شدن خیلی میترسم
اگه من قبول کنم میشم عروس کوچک خانواده و بقیه عروس های همسایمون بسیار پولدار هستن یعنی هزار جون عمل مختلف کردن ولی من هیچی حتی بینیم رو هم عمل نکردم
خیلی از مقایسه شدن میترسم و از بچگی هم کلا خودم رو دست کم میگرفتم
الان توی این موضوع نمیدونم چیکار کنم شاید این بهترین خواستگاری باشه که برام میاد ولی موضوع گذشته ی پسر و اختلاف اجتماعیمون برام بسیار گیج کنندست
دلم میخواد جواب خیر بدم اما میترسم شک دارم از طرفی هم خب سنی ندارم اما میترسم بعدا برام خواستگار نیاد یا اگر هم میاد زیاد خوب نباشن
البته اینو هم بگم من نمیدونم خود پسرشون این درخواست رو دادن یا نه خواسته ی مادرشون هست !
کلا حس میکنم باید ردشون کنم درسته؟
شما میتونین بهم کمکی بکنین؟