من ۱۷ سالمه نامزدم ۳۵
من دیشب تلفتی باهاش گپ میزدم خواهر زاده اذیت میکرد بهش گفتم میخاری مگه اونم سر حرف من گوشی قط کرد گفت گمشو از جلو چشام تو خیلی بی شعور بی ادبی چرا به بچه اینجوری میگی من بعضی وقتا چیزی به خودم میگی میگم سنت کمه دیشب کلی رید بهم تو عقده ای تو ادم بهت محبت میکنه دور برمیداری و کلی اینجور حرفا هرچقدر گفتم حالم بده براش مهم نبود صبح اشم باهام سرد رفتار کرد تا اخر ابجیم بهش زنگ زد اونم یکم باهام رفتار سرد شو درست کرد و با کلی گریه التماس بلخره باهام خوب رفتار کرد
تو دعوا همیشه حرف حرف خودشه حال من واسش مهم نیس مهم نیس تو چه شرایطیم اصلا خیلی اذیتم
نه ناز کشیدن بلده نه کادو گرفتن ابراز محبت های کسشر تو دعوا یه ذره رحم تو دلش نیس
نمیدونم چیکار کنم چطور این همه خوردم میکنه باز من انگار نه انگار میرم التماس