چند روز پیش شب بود شام رو اماده کرده بودم سفره را پهن کرده بودم شوهرم بیرون بود رسید گفت کارتم رو بردارم برم نوشابه بخرم بیام کارتش رو برداشت رفت گوشیش رو گذاشت رو میز یادش رفت برداره ببره من نشسته بودم منتظر بودم بیاد شام بخوریم دیدم پشت سر هم براش پیام میاد نگران شدم باز کردم دیدم کسی که بهش پیام میده عشقم سیو کرده بود نوشته بود عشقم زنتو کی طلاق میدی ازدواج کنیم رفتم پیام های بالا نوشته بود عشقم کی ازدواج میکنیم شوهرم براش نوشته بود فردا به زنم میگم که میخوام طلاقش بدم
نوشته بود عشقم زود تر طلاقش بده ازدواج کنیم باز پیام داد عشقم پس کی میای خواستگاریم منم جواب ندادم منتظر موندم شوهرم بیاد منتظر موندم اومد در رو باز کردم اومد نشست گفتم عشقم پس کی طلاقم میدی اخه عشقت منتظرته باهات ازدواج کنه پیام داده بود برو جوابش رو بده بعدش خشکش زد گفتم مهریه منو بده من طلاق میگیرم
۲ روز بعدش طلاق گرفتم الان موندم با ۴ تا بچه چه خاکی سرم بریزم اومدم خونه دختر خالم چند روزه خونه اون هستم از طرفی دیگه پسر عموم میخواد باهام ازدواج کنه موقیتش خوبه زمانی که ازدواج کردم ۱۸ سالم بود الان ۲۰ سالم هست بعد از اینکه ازدواج کردم باردارشدم چهار قلو ۱۹ سالگیم حامله شدم در ۲۰ سالگی زایمان کردم الانم طلاق گرفتم بنظرتون با پسر عموم ازدواج کنم نکنم موندم اخه چند روزه که طلاق گرفتم😢😭 کمکم کنید