من عقد هستم از بچگی اذیتم کرده، خودش شرایط خوبی نداشت خودش کار میکرد ولی یسره منو کتک میزد تحقیر ام میکرد
همش میرفت سرکار حتی یکبار بهم گفت من تو خونه نبودم که به تو کار و زندگی خونه یاد بدم
من بچه کلاس اولیاز مدرسه تنها میومدم خونه کلید میانداختم نیومد عصبی میشد منو کتک میزد فحش میداد منو روانیم کرد با پدر معتاد ، کلا زبونش تلخه عصبیه
ازدواج کردم میرم خونه مادرشوهرم غذا درست میکنم پیر مرد پیرزن ۷۵.۸۰ ساله هستن ظرف میشورم
ولی تو خونه خیلی کار نمیکنمقبل ازدواج ام چندسالی شاغل بودم خرج ام کلا با خودم بود جمع کردم چند گرم طلا گرفتم
حالا یه چیزی قبلا برام خریده بود اومدم باز کردم ببینم کاربرد اش چیه عصبی شد اومد کشید به فحش که تو کار نمیکنی حتی لباسای رو رخت پهن کن تا نکردی میری کمک اون فلان فلان شده ها دیگه شوهرت بیاد راه نمیدم کلی نفرین کرد ایشالا لوازمت تو خونه خودت نببینی و....
منم عصبی شدم گفتم روانی ای تا منو کتک ام زد چنتا با مشت دست پا زد
دوباره فحشم داد گفتم آره کار میکنم براشون چون اونا مثل تو پاچه مو نمیگیرن چون زبون تلخ ندارن
و رفت
وسیله هام رو بقیه کمک کردن تا الان کمی جمع شده کمی هم خودش گرفته
گفت هیچی نمیگیرم برات
حتی چند روز پیش گفتم نیز اتو گفت نمیخرم ناراحتی طلاتو بفروش