چهار ساله باهمیم مادرش چون جوونه با هم ارتباط خوبی دارن و مادرش خیلی بهش وابستست و اینم میانه هست دوسش داره ولی خیلی تابع حرف مادرش نیست به حرف من بیشتر گوش میکنه
منم با مادرش ارتباط دارم به صورت تلفنی برخوردش خوبه، مهربونه چندین بار غذا داده هدیه های کوچیک گرفته منم گرفتم البته ،ولی مشکلم اینه خیلی پسرشو حمایت نمیکنه برای ازدواج چون چند سالی هست جدا شده با پسرش زندگی میکنن پدرشم هست ساپورتیوه ولی اونم زیاد از نظر ازدواجی حرف نمیزنه فقط میگه ایشالله . .مادرش تازه جدا شده بود پسرش بهش گفته باید دنبال شغل باشی برای خودت مستقل باشی هرچند خودش درآمد ماهیانه ثابت داره ولی کمه این خانم هم اومده منو انفالو کرده هم پسرشو که بعد یک مدت خودش دوباره آروم شد و فالو کرد ولی بی احترامی یا برخورد بد ازش ندیدم و به نظرم اون زمان تحت فشار بوده که این کار رو کرده و درکش کردم حتی به پارتنرم گفتم نباید با مادرت اونجوری صحبت کنی و ازش عذرخواهی کن ،میدونه قصدمون جدیه ولی مثلا نمیگه برو با دختره ازدواج کن من پشتتم حمایت میکنم یا دوستپسرم حرف از آینده بزنه چیز خاصی نمیگه ولی یجورایی انگار فکر میکنه پسرش قراره تنهاش بذاره خود پارتنرمم قول داده تا دو سال دیگه بیاد جلو دلیلشم اینه فعلا خونه نداره،مادره بیشتر فکر خودشه .
راهنمایی کنید حساسیت از منه یا شرایط طبیعی نیست