من پدرمو ۳ سالگی از دست دادم و بعد ۴ سال بعد مادرم با بابام ازدواج کرد
بابای ناتنی من محسوب میشه ولی من همیشه بابا صداش میکنم ، چون اصلا برام کم نذاشته، ماجرا برمیگرده به این که بابام قبل از ازدواج با مادرم ازدواج کرده و بخاطر یک سری مسائل جدا شدن و از همسر اولشون بچه داشتن، اون آقا زمان ازدواج مادر من با بابام ۱۴ سالش بوده، همسر اول بابام زن بسیار مومن و نجیبی بودن، بیشتر بخاطر مسائل اعتقادی و عقیدتی جدا شدن
حضانت پسر بابام با مادرشه و ایشون شاید سالی دو بار بیان به باباشون سر بزنن
مشکلم از جایی شروع شده که دچار حس عشق نسبت به این آقا شدم:)
برخورد ما در حد سلام و خداحافظ هست و ایشون بسیار ادم نجیبی هستن
ایشون ۷ سال از من بزرگتر هستن و مادرشون قبل از محرم به فکرشون افتاده که براشون زن بگیرن.
من دختر بدی نیستم واقعا، خیلی هم سعی کردم حسم رو کنترل کنم
ولی...