2777
2789
عنوان

مامانم میگه

116 بازدید | 7 پست

من شوهرمو پر میکنم بچه هاشو بزنه هههههه ههههه

اونا رو میزنه منو نه هههه ههههه

من نمیزارم بهشون پول بده چون فقط باید به من توجه کنه

خواستم حرف بزنم شوهرم گفت بچه ها خفه شین مامانتون میخواد حرف بزنه هههههههه

من خانوادمو به بچه هام ترجیح میدم بچه هامم حق اعتراض ندارن

وقتی بابات نیستی میتونی اذیتم کنی ههههه(چون اون فکر میکنه حق با منه و بخاطر من کتکت میکنه)

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

همین الان این تاپیک زدی😐

مرد نی نی سایتی منو ریپ نزنه و تاپیک من نیاد🔪من فمنیست و مخالف کودک همسری و خیانت و دروغ و ریا و تزویر هستم پس اگه کسی غیر این تفکری داره منو ریپ نزنه!درخواست دوستی اصلا قبول نمیکنم چه زن و چه مرد!

ههههه


عالییی😂💔

مرد نی نی سایتی منو ریپ نزنه و تاپیک من نیاد🔪من فمنیست و مخالف کودک همسری و خیانت و دروغ و ریا و تزویر هستم پس اگه کسی غیر این تفکری داره منو ریپ نزنه!درخواست دوستی اصلا قبول نمیکنم چه زن و چه مرد!

ببرینش روانپزشکککک

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2838

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

بی خوابی ها

amin7667 | 1 دقیقه پیش
2834
2835
2108