2777
2789
عنوان

درد و دل

75 بازدید | 11 پست

یه مدته از کارم اومدم بیرون ،خانوادم به شدت ارتباطات خوب دارن بعد از ۲۲ سال سن برای اولین بار از پدرم خواستم منو معرفی کنه فقط، گفت برو دنبال تحصیلات تکمیلی کار خوب پیدا میشه خودت تلاش کن

من امشب به معنای واقعی درهم شکست

و متوجه شدم توی زندگیم جز خودم هیچکس رو ندارم

حس میکنم علاوه بر کارم و استقلالم خانوادمو هم از دست دادم ،ظرفیت این همه درد رو یکجا ندارم

آه بگذار زین دریچه باز خفته در پرنیان رویاها،با پر روشنی سفر گیرم بگذرم از حصار دنیاها 🦋🌙

بابات داره با زندگی اشنات میکنه میخواد سختیهای زندگی رو بشناسی و خودت باهاشون بجنگی

*اگر کسی بخواد تربیت خانواگیشو نشون بده و توهین کنه چون جواب نمیدم بر میگرده به خودش پس مودب باشیم*

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

غصه نخور هرجا نا امید شدی شروع دوباره است و باید بلند بسی هیچکس به اندازه خودت تو این دنیا به فکرت ن ...

مرسی برای انرژی مثبتت🫂❤

آه بگذار زین دریچه باز خفته در پرنیان رویاها،با پر روشنی سفر گیرم بگذرم از حصار دنیاها 🦋🌙

بابات داره با زندگی اشنات میکنه میخواد سختیهای زندگی رو بشناسی و خودت باهاشون بجنگی

شاید

آه بگذار زین دریچه باز خفته در پرنیان رویاها،با پر روشنی سفر گیرم بگذرم از حصار دنیاها 🦋🌙

شما حساس شدیحرف پدرت که بد نبوده

حساس که خیلی قشنگ افسرده شدم یهو همه چیز بهم فشار اورده مخصوصا اینکه استقلال مالیمو از دست دادم

ولی حرفم این بود من یکبار ازش کمک خواستم و اون رد کرد منو ،واقعا توی این مقطع از زندگیم حس میکنم تنهام فقط خودمو دارم ،منم اینو میدونم درس بخونم کار بهتر پیدا میشه ولی خوب همچنان نمیخوام اویزون خانوادم باشم از لحاظ مادی ،بحثم اینه چرا وقتی میتونی برای بچت کاری رو انجام بدی نمیخوای

شای من زیادی زیاده خواهم یا توقع دارم

آه بگذار زین دریچه باز خفته در پرنیان رویاها،با پر روشنی سفر گیرم بگذرم از حصار دنیاها 🦋🌙

حساس که خیلی قشنگ افسرده شدم یهو همه چیز بهم فشار اورده مخصوصا اینکه استقلال مالیمو از دست دادمولی ح ...

اسی ببین من اقا هستم ۱۲ سالم بود گفتم دیگه نمیخوام درس بخونه البته شرایط مدرسه مون خیلی بد بود بابام گفت نمیخوای درس بخونی باشه از فردا صبح میای سر کار بابا و داداش بزرگم مکانیک بودن و تعمیرگاه داشتیم با چند تا شاگرد ،جثه ام خیلی کوچک بود هر چه کار سخت بود به من میدادن خدا سر شاهده از زندگی سیر شده بودم بعد دو سال کار تو داروخانه پیدا کردم و از انجا فرار کردم اونجا فهمیدم درس بدرد میخوره هین کار درس می خوندم و امتحان دادم بعدهم کلا برگشتم مدرسه ،الان پسرم ۱۷ سالشه شب تا صبح با گوشی و کامپیوتر انلاین بازی میکه روز هم همش خوابه هیکلشم دو برابر خودم شده میدونم فردا از پس زندگیش بر نمیاد

*اگر کسی بخواد تربیت خانواگیشو نشون بده و توهین کنه چون جواب نمیدم بر میگرده به خودش پس مودب باشیم*

حساس که خیلی قشنگ افسرده شدم یهو همه چیز بهم فشار اورده مخصوصا اینکه استقلال مالیمو از دست دادمولی ح ...

گل دختر حالا ک میبینی شرایطتت این مدله به جا ناراحتی بجنگ

چون افسردگیو و غم و غصه ک مشکلتو حل نمیکنه

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز