مبدونی منم یک جاهایی بوده که ابن حس سراغم اومده
بعد با خودم گفتم من که اول و آخرش این دنیارو ترک میکنم
چه بخوام
چه نخوام
بعد گفتم من هرچی بخوام خدا میتونه بهم بده تازه از همه منو بیشتر دوست داره
منم سعی کردم خودمو دوست داشته باشم
بعد گفتم سعی کنم جوری زندگی کنم خدا ازم راضی باشه
اون دنیا که رفتم برم یا به آغوش خدا یا بهشتش
بنده هاش چه کاره خاصی برام انجام دادن که حالا برام مهم باشه منو دوست داشته باشن یا نداشته باشن؟
هرکسی هم هرکاری برام کرده باز هم به خاطره خدا هستش
البته من از یکسری بنده های خدا ممنونم
اما در نهایت این خدا هستش که همه ی جهان به خاطرش زنده هست