کاش یه مغازه کوچیکی بود یه پیرمرد و پیرزن مهربونی روی یه صندلی قدیمی نشسته بودن و نوار کوچیکی کنار دستشون میخوند و قربون صدقه هم میرفتن،میرفتیم پیششون و غمامون رو میفروختیم و بجاش خوشحالی میگرفتیم،ساعت ها کنارشون مینشستیم و اونا از عشقشون برامون حرف میزدن، ما هم وجودمون پر از زیبایی و ارامش میشد...(:
If you want to destroy me, do so with caution, because if your arrow misses, mine won't miss🎲...♞⚜“When I set the rules, the outcome is already decided... I don’t compete; I am the standard.”⚜♞⚜️پروفم کپی نشه⚜️