برا خواهرشوهرم خواستگار اومده
گفته بودن دختر مذهبی میخوان
مادرشوهرم یه دروغایی میگفت یه دفه توی جمع اینجور😨 میشدم!
من تا حالا ندیدم نماز جماعت بره اصلا مسجد نزدیکشون نیست
تو جمع میگفت چند روزه کسالت دارم نمیتونم روزه ای بگیرم نماز جماعتی برم 😨
یا اینکه
همشون میدونن من از اساس با مهمونیاشون مشکل دارم و خیلی هارو نمیرم،خودمم یه خانواده ارام و کم رفت و امد دارم که 180 درجه با اینا فرق دارن،
تو جمع میگفت خانواده عروس ماهم مثل ما پر رفت و امدن و خیلی رفت و امد دوس دارن بخاطر همین عروسمون هیچ مشکلی با مهمونیای زیاد ما نداره😨 دوس داره😨😨😨😨😵
یا اینکه میگفت پسر توی زندگیش باید خودش تصمیم بگیره من الان خودم عروس دارم کاری به کارشون ندارم خودشون برا خودشون تصمیم میگیرن😨 اول زندگی بخاطر دخالتاشون هزار بار تو زندگیمون بحث کوچیک و بزرگ درست کردن خودم جلوشون وایسادم وگرنه هنوزم دعوا داشتم
خب چراااا دروغ میگین 😰😯
که چی
کلا خوشحال بودن برا دخترشون خواستگار اومده😐
اولین خواستگارش بود