2777
2789
عنوان

بلک کردن

51 بازدید | 9 پست

من چندسال بود با ی ی نفر در ارتباط بودم خونوادش از من خوشش نمیومد و پسره خیلی سمت مادره بود

و حتی اومدن خواستگاری من گفتم ن بخاطر ی سری دلایل الان ۲هفتس کات کردیم یعنی مادرش اومد گفت میخوام براش برم ی دختر دیگ ای را بگیرم

و من تموم کردم رابطع و طرفا بلک کردم

الان خیلی پشیمونم که بلک کردم و خیلی حال روحیم بده

میشع ی مشاوره بدید به نظرتون اشتباه کردم بلک کردم

خوب کردی بلک کردی

دیگه بهش فکر نکن

آدما میزن سمت لیاقتشون

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

خوب کردی بلک کردی دیگه بهش فکر نکن آدما میزن سمت لیاقتشون

۲هفتس حال روحی خیلی بدی پیدا کردم

حتی طرف دیگ سمتم نیومد

یعنی مادرش اومد خراب کرد رابطمونا

ولی دیگ خودشم برنگشت

اخه خودش میگف من جز تو کسیا نمیخوام ب پات میمونم تا موقعه ای ک خونوادت راضی بشن من نخواستم ک نگهش دا ...

بذار بره گمشه

کسی ک مامانش راضی نباشه خوشبختت نمیکنه

 نام کاربریم واسه زمانیه ک از افسردگی نجات پیدا کرده بودم،الان باز برگشتم ب روال قبل و قوی نیسم...

بهترین کارو کردی

منم خونوادش مخالف بودن یعنی مامانش

چون رئیس خونه بود

و کسیو میخاست ک رو حرفش حرف نزنه خاستگاری هم اومدن عقدم کردیم الان داریم جدا میشیم

چون مامانی بود


۲هفتس حال روحی خیلی بدی پیدا کردم حتی طرف دیگ سمتم نیومدیعنی مادرش اومد خراب کرد رابطمونا ولی دیگ خو ...

تو عم بهش فکر نکن دیگه رفت

ان شالله یکی بهتر میاد

یه روز یه قمار بازی دخترشو توی قمار میبازه موقعی که خواسته دخترشو تحویل مرد برنده بده دختره فرار میکنه میگه کجا برم ، برم خونه عابد شهر همه ی این شهر پشتش نماز میخونن ، در خونه عابدو میزنه داستانو براش تعریف میکنه عابد میگه بیا تو اینجا امنه به یه ساعت که نگذشته عابد میخواسته به دختر تجاوز کنه ، دختره از خونه عابد شهر فرار میکنه و میزنه تو دل جنگل ، به جنگل که میرسه شب میشه ، چندتا جوونو میبینه که دور یه آتیشی نشستن و دارن مشروب میخورن میگه اونی که پدرم بود تن منو باخت ، اونی که عابد بود تن منو خواست اینا دیگه کین ، همونجا از ترس و سرما غش میکنه میفته زمین ، صبح که میشه چشاشو باز میکنه میبینه روی تنش کلی لباسو پتوئه سرشو از پنجره کلبه بیرون میکنه میبینه همون جوونایی که دیشب داشتن مشروب میخوردن لباساشونو تن دختره کردن و بیرون کلبه از سرما یخ زدن و مردن..🙂💔 دختره تو دلش میگه از قضا روزی اگر حاکم این شهر شوم خون صد شیخ فدای سر یک مست کنم وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد که نگویند مستان ز خدا بی خبرند...

بهترین کارو کردیمنم خونوادش مخالف بودن یعنی مامانشچون رئیس خونه بود و کسیو میخاست ک رو حرفش حرف نزنه ...

این پسرش کار نداشت ی پسر بیکار بود شغل نداشت هر چندماه ی بار کار عوض میکرد

من نمیتونستم الان باهاش ازدواج کنم

و مادرش هعی اسرار میکرد پسرم باید بره سر خونه زندگیش

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز