خیلی خسته شدم خیلی خیلی
مامانم اصلا رفتار خوبی با من نداره .
امروز رفتم وسایل خریدم تا یه دسر درست کنم با چه عشقی
من تقريبا اخراش بود کارم
آومده میگه بشین روی صندلی روی میز وسایل رو و کارتو انجام بده
گفتم باشه دفعه ی بعد چون دیگه کارم تموم شده
اومده داد میزنه تو آشپزخونه رو ریختی بهم
در حالیکه من بعد اتمام اشپز خونه رو تمیز میکنم و فقط دو سه قلم مواد بود نه زیاد
طالبی ها ژله و پودر ژلاتین
همین ها
داد و بداد کرد و ویه وسيله پرتاب کرد
انقدر داد و بیداد کرد واقعا قلبم شکسته حالم خوب نیست