من چهارماهه ازدواج کردم و سیمکارتمو تازه عوض کردم و هیچکسی بجز خواهربرادرام و همسرم شماره مو نداره
پسرعموم که از خودم کوچیکتره و متاهله و قبلا هرگز بهم زنگ نزده بود زنگ زد و گفت سلام من فلانی هستم خواستم به خواهرت زنگ بزنم اشتباهی شماره تو رو گرفتم بعد از احوال پرسی گفت شماره باباتو بفرست منم گفتم باشه.
همسرم که کنارم بود خشمگین شد و گوشی مو از دستم گرفت و یه گوشه پرت کرد که پیام ندم شماره رو بفرستم
بهم گفت چه دلیلی داره زنگ بزنه به زن من و شماره باباتو بخواد درحالی که میتونست از بابای خودش یا داداشت بگیره .
من شوهرم قاضیه
بهم گفت من بخاطر کارم دشمن زیاد دارم و بعضی از افرادی که عقده دارن میخوان مسخره کنن و به بقیه بگن نگاه کن زن فلان قاضی برام شماره فرستاده.
حالم خیلی بد شد و از شوهرم ترسیدم و هنوز توی شوک اتفاقیم که برام افتاد