پارت10🦭🩵
سیوش کرده بود میترا کنارشم ایموجی قلب
میترا نوشته بود
عشقم منم با بچها راه افتادم ویلا میبینمت بوس
با دیدن سپهر که داشت میومد سریع گوشیو گذاشتم سر جاش
سپهر سوار شد نایلون خوراکی هارو ازش گرفتم و گفتم : کی میرسیم سپهر / سه چهار ساعت دیگه.. از تو پاکت کیک بیار بخوریم مردیم از گشنگی / خم شدم و از تو نایلون کیک خانواده برداشتم و باز ش کردم و گذاشتم جلو ماشین
سپهر حرکت کرد
: کیک خودت بهم بده دارم رانندگی میکنم / دست که داری خودت میتونی برداری / خب من اگه فرمون رو ول کنم تصادف میکنیم میمیریم / عه خدا نکنه / بعد خم شدم یه تیکه کیک برداشتم و گذاشتم تو دهنش تشکری کرد و به روم لبخند زد
خودمم از کیک و چیپس و ابمیوه خوردم
ظهر شده بود سپهر در یه رستوران نگه داشت و گفت پیاده شو
منم بدون حرف پیاده شدم و رفتیم طرف رستوران
رو میز نشستیم که گارسون اومد سفارش بگیره
سپهر طرفم گفت : هرچی دوست داری سفارش بده / شونه ای بالا انداختم و گفتم برام فرق نداره هرچی خودت سفارش دادی / رو به گارسون کرد و گفت دو تا شیشلیک لطف کنید / گارسون سفارشو گرفت و رفت
خیلی گرسنم بود داشتم از گشنگی میمردم
نگاهم به میز کناری افتاد یه اکیپ دختر که داشتن با نگاهشون سپهر رو قورت میدادن
پوزخندی زدم
اولا که سپهر قلبش دلش صاحب داشت و مال یکی دیگه بود دوما قلبش به کنار انگار نه انگار من زنشم و کنارش نشستم چه دنیای وقیحی
با آوردن غذا ها دیگه از فکرشون اومدم بیرون و شروع کردم خوردن خیلی گرسنم بود لقمه هامو تند تند قورت میدادم و میخوردم
بعد تموم شدن غذام سرمو بالا گرفتم دیدم سپهر داره نگام میکنه : چیه / سیر شدی؟ / منظورشو گرفتم کم نیوردم و گفتم : آره / خداروشکر چشم غوره ای طرفش رفتم که گوشیش زنگ خورد نگاهی به شماره کرد و نگاه من کرد و گفت : سوئیچ و بگیر برو تو ماشین من میرم حساب میکنم / باشه ای گفتم و اون رفت
فهمیدم میترا بود بهش زنگ زده بود میخواست بره راحت باهاش حرف بزنه
وقتی از کنار میز دخترا رد شد دخترا قورتش دادنننننن
چشمام از تعجب در اومده بود
سوئیچ رو برداشتم و با پوزخند مسخره ای از کنار میز دخترا رد شدم که صدای یکیشون شنیدم گفت : احمقا فکر کنم این زنشه/ اهمیت ندادم و به سمت ماشین رفتم
نشستم تو ماشین
آخ که چقد گشنم بود
سپهر بعد رب ساعت اومد و نشست و حرکت کردیم