پارسال پسر دختر عمم خواستگارم بود عکسشو دیده بودم و فقط ۱ سال ازم بزرگتر بود خوشحال بودم فاصله سنیش باهام کمه اما از چهره و هیکلش خوشم نیومد چاق بود منم کلا ۴۴ کیلو بودم بعد اینکه خونه اامون از هم دور رود نزدیک ۱۵ ساعت فاصله داشتیم و وقتی اومدن خواستگاری نمیدونم چی شد گفتم باشه با هم آشنا شیم بعد هی دو دل میشدم میگفتم نه (الکی هم میگفتم راهمون دوره سختمه دلم نمیومد بگم بهت حس ندارم به شدت دلسوزم به شدت همش میگفتم پسر خوبیه باید خوشت بیاد ازش نمیتونستم نه بگم میگفتم گناه داره دلش میشکنه) همش به خودم میگفتم باید اشنا شی بهش حس پیدا کنی گناه داره اشما شو حس پیدا میکنی 😐🤒تا اینکه هی منو راصی میکرد میکفتم باش دوباره بعد چند روز گریم میگرفت چون حس پیدا نمیکردم😭 دو دل میشدم میگفتم نه جوابم منفیه راهمون دوره خلاصه خیلی اذیت شد الان هر چی خواستگار واسم میاد سنشون بالاس همشون دهه ۶۰ بنطرتون دارم کارما پس میدم😪😔 الیته اینم بگم اون پسره روز ۳ م گفت قبل تو میخواستم خودمو بکشم و اخریا ک میگفتم ن گفت اگه زنم نشی خودمو میکشم منم عداب وجدان میگرفتم اداما میدادم بعد از اونطرف خودمم اذیت میشدم چون حس نداشتم بهش 😭
من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمیها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبههای برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبههای برتر کشوره.
گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامانهایی بخوره که بچهشون کنکوریه 🌱