2777
2789
عنوان

وااااای😂😂😂

196 بازدید | 20 پست

پسر خالم کلاس اوله 

معلمشون آخرسال گفته بوده با هر کلمه یه جمله خوب بنویسید

رفته به پدربزرگش گفته کمکش کنه 

واسه حرف (ژ) بهش گفته :ژاله و منیژه با بیژن برای ماساژ به پارکینگ پاساژ میروند 😂😂😂😂😂

نگو معلمه هم خالمو صدا کرده که خانم این جمله ها چیه پسرت نوشته؟😂😂

واااااااای خدا پخش شدم از خنده 


ماساژ تایلندی بود؟خخخ

و رقیه در سوگ پدر نشست.... مهربان دلشکسته ام! صبور صمیمی! مسافر غریب و کوچک من! مگر نگفتی که بابا که آمد آرام میگیرم؟ این همه نا آرامی چرا؟ مگر نگفتی بابا که آمد سر بر دامانش میگذارم و می خوابم؟   نه.... نه دخترکم نخواب. میدانم اگر بخوابی.... دیگر عمع نمیخوابد.... میدانم خواب تو .... خواب همه را آشفته میکند... نه!! نخواب دخترکم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

😝😝

استارتر در مورد مشکلش با همسرش میگه بعد خیلی ها میگن بی محلی کن خواهررر😐 خیلی دوست دارم در جواب اینا این جمله معروف و بگم : ای که عزرائیل بهت محل بذااااره خواااهر 😁

پدربزرگ پر حاشیه😂

دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :|                  حالا نموندنمون هیچ :(          چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟  :/

😂😂😂😂چ بابابزرگ باحالی

آدمهایی هستند که خیلی وجود دارند.نمی گویم خوبند یا بد،چگالیِ وجودشان بالاست.اصلا یک امضا هستند برای خودشان! افکار،حرف زدن،رفتار و هرجزئی از وجودشان امضادار است.اینها به شدت خودشان هستند.یعنی تا خودشان نباشند اینطور خاص و امضادار نمی شوند که! در یک کلمه،شارپ هستند و یادت نمیرود هستن هایشان را،بس که حضورشان پررنگ است و غالبا هم خواستنی.رد پا حک میکنند اینها روی دل و جانت،بس که بَلدند باشند...این آدمهارا هروقت به تورت خورد،باید قدر بدانی...دنیا پراز آن دیگریهای بی امضائی است ،که شیب منحنی حضورشان،همیشه ثابت است!

😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂

وطن پرندهِ پَر در خون.... وطن شِکُفتهِ گُل در خون.... وطن فَلات شَهید و  شب... وطن پا تا به سر خون... وطن تَرانه زِندانی... وطن قَصیدهِ ویرانی... بِخوان که دوباره بِخواند این عَشیره زندانی گُل سُرودِ شِکَستن را... بِگو که به خون بِسُرایَد این قَبیلهِ قُربانی حَرفِ آخرِ رفتن را...بِگو...بِگو که به خون میسرایم...با تَمامِ دِل و جاْنَم...حَرفِ آخر رَفتَن را....

😂😂😂تو پارکینگ پاساژ میرفتن ماساژ بدن😂

اگه خدا بخواد تیکر عروسیمه..خیلی مشکل داریم هرکی امضامو دید یه صلوات مهمونم کنه تو این تاریخ عروسیمونو بگیریم و راحت شیم.اجرتون با آقا امام زمان(عج)💔
وای خالم قبل افطار تعریف کرد اینقد خندیدم دل درد گرفته بودم نمیتونستم هیچی بخورم 

😂😂😂😂من عاشق پدر بزرگ شدم😃

دفتر خاطرات 6 سال قبلمو پیدا کردم :) همش نوشتم کاش من و علی تا آخر عمر با هم بمونیم :|                  حالا نموندنمون هیچ :(          چرا هر چی فکر میکنم یادم نمیاد علی کیه ؟  :/

بابابزرگه با منیژه پارکینگ زیاد رفته احتمالا قدیما 😂

وطن پرندهِ پَر در خون.... وطن شِکُفتهِ گُل در خون.... وطن فَلات شَهید و  شب... وطن پا تا به سر خون... وطن تَرانه زِندانی... وطن قَصیدهِ ویرانی... بِخوان که دوباره بِخواند این عَشیره زندانی گُل سُرودِ شِکَستن را... بِگو که به خون بِسُرایَد این قَبیلهِ قُربانی حَرفِ آخرِ رفتن را...بِگو...بِگو که به خون میسرایم...با تَمامِ دِل و جاْنَم...حَرفِ آخر رَفتَن را....
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز