امروز با مامانم و خالم و دختر خالم و پسرداییم رفته بودیم بیرون بعد پسر داییم صدای ظبط رو برده بود تا آخررررر آهنگ هم لری شادددددددددد (خودمون لریم)
بعد مامانمم و خالم کِل میکشیدن من و دختر خالم هم جیغ میکشیدیم و دست میزدیم شیشه ماشین هم پایین بعد دستمال محلی رقصمون رو آورده بودیم از شیشه بیرون و قرش میدادیم😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂
بعد از کنار یه سرباز گذشتیم سربازِ شوکه شده بود واییییی🤣🤣🤣
ای کاش میشد از قیافش عکس بگیرم 😂😂😂
عین این ایموجیه شده بود :😳😦
واییییی هنوز یادش میوفتم دل درد میگیرم از خنده🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣😅🤣🤣🤣🤣🤣😅🤣
پیش خودش میگفت اینا از کدوم دیوونه خونه فرار کردن پناه بر خدا.🤣🤣🤣