2777
2789
عنوان

شب پنجم محرم 1448

35 بازدید | 1 پست

شب پنجم متعلق به حضرت عبدالله پسر امام حسن مجتبی(ع) و اصحاب امام حسین(ع) جناب حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و زهیر بن قین (علیهم السلام)


سر می نهد تمام افلاک زیر پای او
دل می برد ز اهل حرم جلوه های او
عبدالله(ع) است و ایل و تباری کریم داشت

با این حساب عالم و آدم گدای او

انگار قاب کوچکی از عکس مجتبی(ع)
هر لحظه می تپد دل زینب(س) برای او
او حس نم کند که یتیم است و خون جگر

تا با حسین(ع) می گذرد لحظه های او
بالاتر از تمامی افلاک می نشست
وقتی که بود شانه ی عباس(ع) جای او
نیمش حسن(ع) و نیم دیگر حسین(ع) بود

بوی مدینه می رسد از کربلای او

مثل رقیه(س) روح و روان حسین(ع) بود
او همچو عمه(س) دل نگران حسین(ع) بود


🖤

یاد ما کردی در این صحرا حبیبی یا حبیب(ع)
شاد کردی قلب زینب(س) را حبیبی یا حبیب(ع)


داستان این بیت اینه از روز دوم محرم که کاروان ابی عبدالله(ع) وارد صحرای کربلا شدن و در محاصره لشکر عظیم یزید لعنت الله علیه قرار گرفتن هر روز برای سپاه دشمن سرباز فرستاده میشد و اهل حرم از فزونی سپاه دشمن و محدود بودن سپاه امام حسین(ع) غمگین و ناراحت بودن تا روز هفتم محرم که حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه و غلام شون به سپاه سیدالشهدا(ع) پیوستند. وقتی حضرت زینب(س) از این فداکاری باخبر شدن پیغام سلام برای حبیب میفرستن. وقتی این پیغام به حبیب رسید روی خاک کربلا نشست و مشتی از اون رو بر سر و صورتشون ریخت و گفت: خاکم به سر! سختی کار زینب(س) به جایی رسیده است که به مثل من سلام میرساند.

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز