2789
عنوان

عذاب وجدان

1 بازدید | 5 پست

سلام

سال ۸۴ که پدرم فوت شد داداشم که دوسال از من بزرگتره مدام در نبود بابا عصبانی میشد چون مسئولیت خونه رو دوشش بود همیشه غر میزد و گاهی با مامان دعوا میکرد هر چند بعد یه ساعت پشیمان میشد و دست و پاهای مامان رو می بوسید. هر سری که رو مامان غر میزد من از مامان دفاع میکردم اونم وحشتناک همین باعث میشد مدام من و داداش با هم دعوا کنیم و گاهی کتکم میخوردم .مامانم یه روز گفت جای اینکه همیشه از من دفاع کنی و حق رو به من بدی از داداشت هم دفاع کن تا احساس تنهایی نکنه و افسرده نشه و مامان گفت منو زیاد تایید نکن خلاصه من کم کم از تایید مامان دست برداشتم و گاهی رو سر مامان غر میزدم اونم کوچیک دلم نمیومد.الان عادت کردم به غر زدن رو سر مامان و دعوا میکنم عادت کردم میدونم کار بی نهایت بدیه ولی دست خودم نیست هر جا لازم باشه تایید نمیکنم و دعوا میکنم بیشتر مداقع مامانم از دستم ناراحته ،واقعا مامان باعث شد من این رفتار رو داشته باشم حالا از عذاب وجدان نمیدونم چکار کنم و چه جور این رفتار زشت رو کنار بذارم؟لطفا کمک

خدا کافیست

دخترا من از پف پلک بالا و  پف و گودی زیر چشمم واقعا کلافه شده بودم 😭 پیش دکتر کیوان رضایی عمل پلک بالا و پایین انجام دادم 😊

پلک پایینم بدون بخیه بیرونی بود و الان خیلی جوون‌تر و شاداب‌تر شدم 😍

جای بخیه پلک بالا هم اصلا تو چشم نیست.

هرکی میبینتم میگه چقدر سرحال و جوون شدی ❤️😍

اگر خواستین من دکترمو از اینجا پیدا کردم

از داشت حمایت کردی بعد اینکه بامامانت اینطور شدی ؟ راه حلش فقت سکووووووت هروقت هرررچی شد سکوت کن ه ...

آخه مامانم که عاشق من بود از من متنفره و همش یه جوری سر دعوا رو باز میکنه فکر مییکنه من خیلی گستاخم

خدا کافیست

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792