من می شناسمت؟ جایی دیده مت؟ صدات آشناست. قیافه ت آشناست. چشات آشناست. قلبت ی نمه آشناست. می فهمی چی میگم؟ من جایی دیده مت؟ موهات آشناست. نه که الان حس کنم قبلا دیده مت ها. نه. حس میکنم قبلا میشناختمت و الان یادم رفته. میدونم که میری اما سایه ت آشناست. میگی نه ؟ ی لحظه برگرد ببین سایه رو کف زمین تا باورت شه چرت نمیگم. ببین این سایه ت رو؟ انحنا هاش آشناست. میدونم میری و برنمیگردی ببینی سایه ت رو. میدونم بیست متر که دور میشی سر ت رو برمیگردونی و چشم تو چشم میشیم و هزار و یک، هزار و دو، هزار و سه چشمات رو می دزدی و میری، ولی من انگار ی هفتادسال کامل نشستم روی مبل و همه ی کارات رو نگاه کردم، وگرنه نمی شه که اینقدر آشنا باشی و آشنا نباشی.
پ.ن: تقریبا هفتاد و سه سالم بود امروز. ی چیزی بیشتر از سه ساعت رو نشستم جلو ی پنجره، که از توش نه خیابون دیده میشه نه آسمون نه هیچی، به ی گربه نگاه کردم ، قهوه ریختم و نخوردم و تماما آهنگ زیرو گوش دادم.
پیشنهاد میکنم گوش کنین 🤍
uploadkon.ir/uploads/f0af18_26ستاره-مُرد-مجید-وفادار-حیدر-رقابی-ویگن-A8Y6DZdbdNc-140.mp3