امروز خونه مادرشوهر بودیم پسر جاریم اونجا بود ماهم رفته بودیم بعد باهم بگو و مگو کردن مادر شوهرم رنگ زد به جاریم گفتش کجایی بیا بچتو ببر سازش نداره جاریمم رفته بود خرید بعد مادرشوهرمم گوشی رو گذاشته بود آیفون بعد جاری هم میگفت بفرست برن خونشون بعد گفت مامانش هم اینجاست میگفت عیب نداره بفرست برن خونشون خیلی تو مخم رفت حرفش آخه اون کیه که اینجوری بگه بزرگی کنه به اون چه اصلا تازه من خونم اینجاست اون بشینه خونش با بچشم با خودش هر گوری میره ببره به شوهرمم گفتنی میخنده میگه هر چی گفتن فقط بخند به نظر شما به جاریم چه جوابی باید میدادم میزدم تو برجکش