وقتی بیدار شدم شوهرم صبحانه آماده کرده بود و بعدش منو برد ناهار رستوران یهویی گارسون یه دسته گل و هدیه آورد تعجب کردم گفتم اشتباه آقا بعد گفتن نه همسرتون هدیه دادن بعد برام یه انگشتر خریده بود برگام ریخت ولی خوشحال شدم بعدشم رفتیم خرید پاساژ ولی برای خودش بیشتر خریدم