این داستان اتفاق های عروسی
یه تعدادی اون وسط دارن شلنگ تخته میندازن یه تعدادی نشستن دارن میوه میخورن و غیبت بقیه رو میکنن اخرش به این نتیجه میرسن که زندگی بقیه به ما مربوط نیست ولی بازم به غیبت ها ادامه میده یه تعدادی ایراد به لباس بقیه میگرن که چرا بازه چرا بستیه چرا اینجوریه چرا اونجوریه یه تعداد درحال عکس و فیلم و تولید محتوا هستن یه تعداد هم از عروسی ایراد میگیرن