من وقتی که بچه بود و ابتدایی و راهنمایی بودم همش ازار و اذیتم میکردن و من ادم مظلومی بودم و بچه ی طلاق هم هستم و با اینکه زورم بهشون میرسید ولی کاری نمیکردم و چیزی بهشون نمیگفتم که ناراحت نشن و دلشون نشکنه و معلم پایه چهارمم یبار که قرار بود ساعت درست کنیم و ببریم کلاس من اشتباهی جا گذاشته بودم و معلممون انقدر منو مسخره و تحقیر کرد که کل کلاس بهم میخندیدن و من تا خونه فقط داشتم گریه میکردم و همش به بچه ها تقلب میرسوندم و یبار خودم تقلب خواستم وانمود کردن که چیزی نشنیدن:)