اشتی کنین بابا اکس من فرسنگ ها دور بود ازم صبح میرفت شرکت تا ساعت ۵ بعد میرفت باشگاه تا ۷ یا ۸ بعد میرفت خونه تا غذا بخوره و دوش بگیره ساعت میشد ۱۰ خیلی زود هم میخوابید تایم حرف زدنمون خیلی کم بود ولی من مشکلی نداشتم در روز پنج دیقه هم باهم حرف بزنین کافیه مهم اینه ک اون پنج دقیقه مثل ادم حرف بزنین ن اینکه با دعوا و نارحتی
اشتی کنین بابا اکس من فرسنگ ها دور بود ازم صبح میرفت شرکت تا ساعت ۵ بعد میرفت باشگاه تا ۷ یا ۸ بعد م ...
اخه این مثلا اینطوری بود که مریض میشدم فوری میومد میبرد دکتر میخواستم برم ارایشگاه بیذون کافه میومد دنبالم هرهفته برام گل میخرید بعد که قراره شد بره من راضی بودم باهم باشیم از راه دور ولی گفت من نمیخوام یهو مریض بشی نباشم ببرمت دکتر بهرحال انتظاراتی داری از من نمیخوام مثلا دل نگرونت بمونم که چیشد با کی رفت کی بهش میرسه برو با یکی خوشبخت شو الانم باز من میخوام برگردیم اون دو پهلوعه رفتاراش