2789
عنوان

دره ی پایان🕳🪦🖤

34 بازدید | 1 پست

سقفِ آوارِ سکوت است و شبِ بیپایان

اعتمادی که فرو ریخت میانِ طوفان

دروغ، در تار و پودِ لحظههایم تنیده

و خیانت، که شد خنجرِ دستِ جانان

دیگر از هیچ طلوعی، انتظاری ندارم

که افق، سرد و تهی گشته در این ویران

خسته از پرسشِ «چرا؟» در پیِ هیچ

خسته از بودنِ خود، در این بزمِ کدران

عمر، در حسرتِ یک پنجرهیِ روشن، سوخت

ماند تنها، غباری از من در پسِ این زندان

هیچ امیدی نیست، که فردا بهتر باشد

این قطارِ سیاه، ایستاده در درهیِ پایان

فرو ریخت آن بنایی که به پندارم بنا کردم


تمامِ عمر خود را در پیِ بیهوده فنا کردم


چه ساده باورش کردم، خدایِ قلبِ ویرانم


دریغا! تکیه بر بادِ مسیحایِ هوا کردم🪦🖤🥀

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792